نوآوری گوگل و حل مشکل نیویورک تایمز

 | تاریخ ارسال: 1397/9/26 | 

کسانی که به حوزه های مربوط به دنیای مجازی و رسانه های اجتماعی و به ویژه کسب و کارهای پیرامون آن علاقمندند و اخبار آن را به دقت دنبال می کنند، به طور قطع بارها با این پرسش مواجه شده اند که دقیقاً منبع ارزش آفرینی کسب و کارهای این حوزه از تکنولوژی کجاست و مدل کسب و کار (Business Model) آنها چگونه قادر به خلق چنین ارزش مادی و معنوی هنگفتی شده است؟ یا روشنتر بیان کنم، این شرکتها چگونه مزیت دارا بودن تعداد زیادی کاربر را به سود مالی پیوند می زنند؟ کاربرانی که در ظاهر پولی به حساب هیچ یک از آنها واریز نمی کنند و عجیب تر آنکه در اغلب موارد تبلیغاتی نیز در صفحات متعدد آنها به چشم نمی خورد.

برای پاسخ به این معما، البته همواره چند گزینه دم دستی وجود دارد؛ نظیر ارزش تحلیلی بالایی که پایگاه های داده عظیم این کسب و کارها برای مشتریان داده ها نظیر دانشگاه ها، مؤسسات تحقیقاتی و حتی دولتها دارد. تا اینکه چندی پیش با مثالی از نحوه درآمدزایی شرکت گوگل برخورد کردم که اساساً تصور من را از نوآوری در دنیای امروز به چالش کشید.

در سال ٢٠٠٥ میلادی روزنامه مشهور نیویورک تایمز با سابقه ای بیش از١٦٠ سال که پس از وال استریت ژورنال بیشترین تیراژ را در آمریکا به خود اختصاص داده است، گزارشی از انبار آرشیو خود دریافت کرد مبنی بر اینکه نسخ قدیمی موجود در انبار در حال فرسایش و از بین رفتن هستند و شرکت می بایست هر چه سریعتر فکری برای ایجاد آرشیو الکترونیکی آنها می کرد. برای حل این مسأله، مدیران نیویورک تایمز گزینه های مختلفی را بررسی کردند، از قبیل استفاده از نرم افزار تبدیل اسکن نسخ به فایل متنی و یا سپردن آنها به دست تعداد زیادی تایپیست و تایپ و ویراستاری متون.

مشکل اصلی زمانی خودنمایی کرد که مشخص شد هر دو گزینه ذکرشده به دلایلی عملی نیستند؛ اولی به دلیل ناخوانا بودن آنها برای نرم افزار به علت فرسودگی بیش از اندازه و البته تفاوت فونت های روزنامه در گذشته با فونت های کنونی و دومی به خاطر آنکه فرآیندی زمانبر، پرزحمت و پرخطا بود.

در این میان اما گوگل، این غول فناوری، گزینه سومی را رو کرد؛ گوگل به مدیران نیویورک تایمز اعلام کرد قادر است این کار را در مدت یک ماه و با نصف هزینه برآورد شده انجام دهد. اما گوگل چه کرد؟

گوگل با نبوغ بالای تیم نوآوری خود با نرم افزاری که تنها قادر به تشخیص فاصله (space) میان کلمه ها بود، تمام کلمات را از یکدیگر جدا کرد. حال تنها کافی بود تا آنها را در قالب عکس و به عنوان کد امنیتی (security code) در صفحه ورود (login) کاربران خود (جهت تشخیص ربات از انسان) قرار دهد تا میلیون ها کاربر گوگل داوطلبانه لغت به لغت این آرشیو عظیم را برایش تایپ کنند! شاید این سؤال برایتان پیش آید که صحت کلمات ارسالی از کاربران را چگونه کنترل می کرد؟ به سادگی؛ تنها با استفاده از کلمه دارای بیشترین تکرار در میان کاربران!

مطمئنم انتظار خوردن چنین رودستی را از گوگل محبوب خود نداشتید! تازه بهتر است بدانید این پروژه پس از موفقیت برای هفت نشریه پرتیراژ دیگر نیز به کار گرفته شد.

اما اگر با خود تصور کردید که سود حاصل از پروژه تنها دستاورد گوگل بود، سخت در اشتباهید!! این هیولای داده، با این ترفند به طور رایگان به نسخ متنی نشریات مورد قرارداد خود از نخستین شماره آنها دست پیدا کرد. ارزشی که به طور یقین برای جناب گوگل به مراتب بالاتر از مبلغ قرارداد آنها بوده است.




CAPTCHA
دفعات مشاهده: 684 بار   |   دفعات چاپ: 73 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر