کتاب بنیادهای تاریخی-فلسفی شناخت منتشر شد

 | آخرین بروزرسانی: 1404/9/30 | 

 

کتاب «بنیادهای تاریخی و فلسفی شناخت به‌مثابه محاسبه» به قلم دکتر محمدحسین وفائیان، عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت، علم و فناوری، منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، این کتاب با رویکردی نظری و تحلیلی، به بازخوانی تاریخی و فلسفی شکل‌گیری مفهوم «ذهن» و «شناخت» در سنت فکری غرب می‌پردازد؛ مسیری که از فلسفه یونان باستان آغاز شده و در قرن بیستم، به تولد علوم شناختی و هوش مصنوعی می‌رسد.

بر اساس اعلام نویسنده، ساختار کتاب بر چهار بخش اصلی استوار است. در بخش نخست، سیر تحول تلقی‌های پیشاسقراطی از انسان و نفس تا فلسفه یونان و سنت مسیحی بررسی شده و نشان داده می‌شود که چگونه این روند، زمینه‌ساز ظهور دکارت و «تولد سوژه» در فلسفه مدرن شد؛ سوژه‌ای که در آن، نفس جای خود را به ذهن خودآگاه می‌دهد و یقین، بر پایه ریاضیات انتزاعی استوار می‌شود.

بخش دوم کتاب به تبیین این موضوع اختصاص دارد که چگونه فهم مدرن از آگاهی، در بستر مدرنیته، به مفاهیم «محاسبه» و «شمارش» گره می‌خورد. در این بخش، نویسنده با ترسیم خطی تاریخی از هابز و تجربه‌گرایان تا کانت، منطق‌دانان و فیلسوفان تحلیلی، پیدایش منطق ریاضی، ماشین بَبِج، ایده تورینگ و سایبرنتیک را به‌عنوان نقاط عطف در تبدیل ذهن به ماشین انتزاعی و در نهایت شکل‌گیری هوش مصنوعی تحلیل می‌کند. در این چارچوب، پیوند میان روان‌شناسی، منطق و مهندسی به‌منزله تلاشی برای بازتعریف آگاهی انسانی در قالب ساختارهای محاسباتی و بازنمایی‌محور، نقشی محوری دارد.

در بخش سوم، بحران‌های درونی این پروژه مورد بررسی قرار می‌گیرد. به گفته نویسنده، رویکردهای انتزاعی و زبانی به بازنمایی، زمانی که از بدن، جهان زیسته و زمینه‌های عملی کنش انسانی جدا می‌شوند، یا به رفتارگرایی فروکاسته می‌شوند یا توان تبیین کنش انسانی را از دست می‌دهند.

بخش پایانی کتاب با عنوان «بازگشت به ارسطو»، افقی متفاوت را مطرح می‌کند. در این بخش، با بازخوانی فضایل عقلی ارسطو با محوریت «فرونسیس»، تحلیل پدیدارشناسانه هایدگر از نسبت جهان و دازاین، و دیدگاه‌های مرلوپونتی درباره بدن‌مندی ادراک و قصدیت حرکتی، بنیان‌های رویکردهای بدنمند در علوم شناختی(۴E) به‌صورت انتقادی بررسی می‌شود. بررسی نسبت این رویکردها با میراث دکارتی و تلاش‌های معاصر برای تقلیل انسان به مغز یا برساخت اجتماعی، و همچنین پیوند علوم شناختی با ایده‌های شرقی همچون بودیسم، از دیگر مباحث مطرح‌شده در این بخش است.

در انتهای کتاب نیز پیوستی تفصیلی وجود دارد که به بررسی نسبت ناخودآگاه فرویدی با علم شناختی اختصاص یافته است؛ جایی که دو جریان «علم دقیق» کانتی و «علم رمانتیک» گوته‌ای در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند.

پیش از این نیز، از دکتر محمدحسین وفائیان مجموعه مقالاتی با عنوان «جستارهایی انتقادی در هوش مصنوعی و علم شناختی» در سه مجلد و با مقدمه پروفسور شاون گالاگر منتشر شده بود.


دفعات مشاهده: 1387 بار   |   دفعات چاپ: 142 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر